الشيخ رسول جعفريان
934
رسائل حجابيه (فارسى)
فقط براى مهيّا نمودن وسايل شهوات دنيّهء رذيلهء خود حاضر ساختند تا آنكه ميل و معاشرت زمامداران مملكت با زنان به پايه و حدّى رسيد كه آنها را به جنون و ديوانگى كشاند ؛ حاضر بودند در جلب رضاى خاطر و رضاى معشوقههايشان مال و شرافت ملّت رومان را قربان كنند . اين دوستى به زنان و معاشقه مجنونانه با ايشان اختيار را از مردان سلب نمود و بر خلاف ناموس طبيعت ، زنان در دايرهء سياست قدم گذاردند ، و در عزل و نصب و تعيين رجال مملكت صاحب رأى و نظر راتق و فاتق گشتند . از عبرتهاى حيرتانگيز تاريخى اين است كه اين عنصر لطيف چگونه و به چه نيرويى با دستهاى ضعيف ناتوان خود ، تخت و تاج رومانىها را زير و رو نموده ، مواعظ عاليه از مبادى ساميهاى كه دعوت به مكارم اخلاق آنان را مىنمود ، اثرى در قلب ايشان نكرد و آتش شهوات آنها را به هيچ وجه خاموش ننمود . كاتون حكيم و خطيب رومان با خطابههاى مهيّج خود ملّت را به سوء عاقبت رفع حجاب و بىعفّتى تهديد مىنمود ، و همى نصيحت نمود كه فساد اخلاق و صفات و ميل به لهو و لعب و طرب و شهوات ، زوال ملت و دولت رومانى را نزديك نموده و در ضمن خطابههاى خود مىگفت : اى ملت رومان ! اين جمهوريّت به دو مرض سخت مهلك مبتلا است : يكى افراط بخل اغنيا و ديگر اسراف زنها در زينت و آرايش و نمايش به جمال خود كه از شهوترانى مردها ناشى گشته ؛ و اين دو مرض سرايت به جامعه نموده و اعضاى او را فاسد و معطّل خواهد كرد ؛ و به دقّت هرگاه نظر شود ، به خوبى معلوم مىگردد اين آفت مهلكه بر تخت و تاج رومان نه از فساد اخلاق زنها تنها بود ، بلكه اين جنايت تاريخى بزرگ بر آن تاج و تخت ، از ميل و رغبت مردان به شهوترانى و لهو و لعب شد كه همى جز لذّتهاى رذيلهء حيوانيّه چيزى ندانسته و نداشتند . معشوق زيبا خواستند از دين و مذهب كاستند * ليكن برون آراستند از دلق و از دستار دين ظلم و خيانت كارشان فحش و دروغ اقوالشان * بىنظمى رفتارشان برده نظام از كار دين به ادلّهء محكمه ثابت شده كه عنصر مرد هميشه مهاجم بوده و به شهوت و رذالت خود صفحهء شرافت و عفّت و حياء و عصمت زنان را لكهدار نموده ؛ معلوم است وقتى كه مادّهء حيات و شرافت و تعالى و عزّت مملكت ، رجال با همّت و مردان با عظمت باشند ، و اينان توجه به معاشقه و لهو و لعب و زنباز شدند ، فساد تدريجا منتشر و اختلال بر جامعه عارض و غريزهء شجاعت و فطانت و عقل و كياست معدوم خواهد گشت . پس از احساس احتياج مملكت به حجاب ، نظر به اين مفاسد شديده و مصالح متعدده ، مستوره بودن زنان در نقاب و قانون حجاب از سوى حكما و عقلاى رومانى وضع گرديد و كار حجاب را به قدرى عقلاى مملكت سخت گرفتند و اهتمام نمودند كه قابلهها و دايهها هم از خانههاى خود